طول و عرض این جادهها را
خوب میدانم...
دنیای من سراسر رفتنست و
نرسیدن !

طول و عرض این جادهها را
خوب میدانم...
دنیای من سراسر رفتنست و
نرسیدن !

دلا تا باغ سنگی، در تو فروردین نخواهد شد
به روز مرگ، شعرت، سوره ی یاسین نخواهد شد
فریبت می دهند این فصل ها، تقویم ها، گل ها
از اسفند شما پیداست، فروردین نخواهد شد
مگر در جستجوی ربّنای تازه ای باشیم
وگر نه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد
مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیم
خدا با ما که دلتنگیم، سر سنگین نخواهد شد
به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعلهور در باد
بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد
علیرضا قزوه
بگذار این رود مرا با خود ببرد
شاید سرم به سنگی خورد و
عاقل شدم !
تقویم سال نود رو ورق میزنم
به دنبال چیزی میگردم انگار در میان روزها و ماههایی که گذشتند و حالا به آخر رسیدند
شاید ردی از خاطرات شیرین را جستجو میکنم
اما ...
امسال هم گذشت و برایم ماند همان حسرت همیشگی !
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم

پ.ن
*سال نو پیشاپیش مبارک
*یادمون نرن اونایی که پارسال بودنو امسال نیستن (اگر دوست داشتین یه فاتحه هم برای زن عموی من بخونین)
*التماس دعا